بسم ا...
مدت زیادی ه که از ثبت نامش در کنگرۀ پروستودونتیست ها می گذره(چه اسم دهن پرکنی
ه انصافا)
برای اطمینان هلک هلک می آد تهران،ی راست دانشگاه شهید بهشتی،دانشکدۀ دندان
پزشکی...دانشگاهی ک خلاف اسم عزیزش آدم های درونش معروف اند ب "خوش حال"
بودن...
بعد خوش و بشی با اساتید گرام ب او گفته می شه:ببین خانوم فلانی(البته اینا
باکلاسن میگن:ببین
خانوم دکتر) اینکه تا حالا خبری بت نرسیده مبنی بر پذیرفته شدن مقاله ت
واسه ارائه در
کنگره،مفهومش این ه ک مقاله ت رو رد کردن....البته ما تعجب می کنیم چرا
مقاله ای ک داره فرستاده
می شه واسه ISI !!!!!در کنگره های داخلی پذیرفته
نمیشه...........................................
با کمی سبک و سنگین کردن و پیگری روابط و ضوابط مشخص میشود ضلع اول قضیۀ مثلثی
یعنی دبیر
کنگره و بالادستی های اندرونی کنگره جزو اساتید همین دانشکده هستن ک خودشان در
گرد و غبار
فتنه 88 ترک محیط علمی کردند و ب زعم خودشان کشور را از پیشرفت های علمی
دندانپزشکی محروم
کردند...
ضلع دوم قضیۀ مثلثی هم این هست ک استاد راهنمای خانوم فلانی(خواهر بنده) جزو
معدود اساتید
دانشکده هست ک منتسب ب نظام و انقلاب می دانند ش...
ضلع سوم قضیۀ مثلثی هم این هست ک در کنگره اصل و رسم بر این است ک یک دانشجو
مقاله اش را
با نام استاد راهنمایش توام کند...
از جمع بندی این سه ضلع نتیجه ای ک حاصل می شود این است:سیلی می خوریم برای
نظام
خطاب من ب تو ن بعنوان خواهر ک بعنوان یک هم فکر:
اصلا مهم نیست ک پایان نامه ت رو یک ترم تمام کش دادی تا بتونی بعنوان یکی از
بچه های نظام
حرفی در باب مجاهدت علمی بزنی...
اصلا مهم نیست ک بخاطر همین پایان نامه نتونستی برای کنکور تخصص درس
بخونی....
اصلا مهم نیست ک تمام سنگ و کلوخ های پرتابی بر سر راه این پایان نامه رو با دست
برداشتی....
اصلا مهم نیست ک حقت رو تو روز روشن ازت گرفتن....
اصلا مهم نیست ک توِ دکتر عمومی با وجود داشتن پایان نامه ای در حد دکترای
تخصصی از ورود ب هتل
المپیک محروم میشه
و خیلی اصلا مهم نیست های دیگر..............
روی حرفَ م با دکتر نیست گرچا وقتی هم با زبان مزاح و ب قصد امتحان ازش پرسیدم ک
این همه زحمت
برای چه؟این همه حرف خوردن و طعم لگد چشیدن برای چه؟آیا ارزش َش را داشت و
دارد؟با زبان این
مفهوم را میرساند ک:می ارزد بیش از این هم می ارزد...اصلا خودَش را مدیون این
نظام می داند اصلا
خودَش را از بچه های این نظام می داند...او یک 65ی است ک از قضا متولد همان
روزهاست،اگر آن روز ن
توانست با سلاح از کیان نظام جمهوری اسلامی دفاع کند الان "باید " از موجودیت
نظام دفاع کند با قدرت
فکر و علم َش...
او هم مثل خیلی های دیگر خود را از بچه های این نظام می داند ک حاضر است برای
نظام سیلی هم
بخورد...حاضر است برای نظام زیر چکمه های ضد نظام ِ درون ِ نظام له شود...حاضر
است برای نظام از
روی پل ِ کذا ب زیر هم پرتاب شود...حاضر است برای نظام در مسجد ِ لولاگر هم
سوزانده شود...حاضر
است برای نظام از هر موقعیت علمی محروم شود...حاضر است برای نظام از اوی ِ ضد
نظام فحش هم
بخورد...
همۀ ین ها فدای یک تار موی ِ نظام...برای ما همین بس ک تحت لوای نظام ِ جمهوری ِ
اسلامی
باشیم،برای ما همین بس ک نظام دست ِ پدری اش بر سرمان باشد...برای ما همین بس ک
نظام ما را
فرزند ِ خلف ِ خود بداند ن فرزند ِ ناخلف...
اصلا اینجور برخوردهای شمای ِ ضد نظام ِ درون ِ نظام ن تنها ما را دلسرد نمی کند
از این نظام،بلکه
وابستگی و تلاش ما برای این نظام را مضاعف می کند...
روی صحبت با توِ ضد ِ نظام ِ درون ِ نظام است ک در آن دم ک ما دهان باز می کنیم
دهان ب فحش می
گشایی ک آزادی نداری...ک این نظام تو را از تمام آمال و آرزوهایت جدا کرده
و از جفاهای این نظام می
گویی در حق خودَت و بقیه تان...ب ما می گویی ک شما بسیجی های ِ نظام ما را
شکنجه کرده اید...و
هزاران از این دست بلغورات...
وجدانا شمایید ک اسیر ِ دست ِ نظام اید یا این نظام ِ رئوف است ک شما را
هم،فرزند ِ خود می داند و
بتان اجازۀ تنفس می دهد...این شمایید ک نان ِ نظام را می خورید ولی چنگ ب صورت ِ
نظام می
زنید...اما نظام ِ جمهوری ِ اسلامی ن تنها اهل ِ خیانت در آرای مردم نیست،اهل
خیانت در پتانسیل های
علمی و توانمندی های مدیریتی و... هم نیست...
دلم خواست ک بگویم:در جمهوری ِ اسلامی همه آزادند جز بچه حزب اللهی
ها